-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:34
مهر گذشت! به همین سرعت تو بخش جراحی بودیم این یه ماه رو با وجود علاقه زیادم به جراحی یجورایی خورد تو ذوقم تو این بخش ولی واقعا جذابه چند روز پیش اولین بخیه ام رو زدم سر یه کارگری بود که موقع کار افتاده بود و دچار لسراسیون شده بود رزیدنت اورژانس کلی بهم اعتماد به نفس داد که کاری نداره نترس بعد این ک...
شوخی هم حساب دارد...
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 1:36
شنیده بودمـ "بهشت را بـﮧبها مـﮯدهند ، نـﮧبـﮧبهانـﮧ"این حوالـﮯ صدای بسته شدن ـ دری شنیده مـﮯشود انگآر حواسماלּنیست شادی هایماלּهمـ حساب و کتاب دارد مثبت دونه : شوخی هم مخاطب دارد... کش رفته شده از سایت »»» http://2fu y.ir/نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 12:0 توسط معصوم| |
.....
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 1:36
عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کناری ، که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ، تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟ من کجا ؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا ؟ تو به لبخند و نگاهی ، منِ دلداده به آهی ، بنشستیم تو در قلب و منِ خسته به چاهی...... گُنه از کیست ؟ از آن پنجره ی باز ؟از آن لحظه ی آغاز ...
....
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 1:36
خدایا من از جوانی کردنم راضی نیستم....کمکم کن :(
مستقل ترین زن جهان....
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 1:36
مستقل ترین زن جهان هم که باشی... وقت هایی هست... که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد... که آرام رانندگی کنی ... و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی... مسافرترین زن دنیا هم ... دست خطی می خواهد که بنویسد برایش... " زود برگرد "... طاقت دوری ات را ندارم.. زن ها همه چیزشان را پنهان میکنند تنه...
:)
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 1:36
چون همسرم دوست دارند اینگونه باشمدکتر رحیم پور ازغدی داشت از چیزهائی که هیچ وفت به گوشمان نخورده، میگفت :روزی یکی از یاران امام حسین (ع) وارد خانه امام شد و دید که امام یک لباس خوش رنگ به تن داردند و نیز اتاقی از خانه با رنگ و لعاب خاصی ( آنهم در آن زمان ) و بسیار بسیار زیبا تزئین شده است ،آن شخص با...
خدایااا برای دلم امّن یجیب بخوان....
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 1:36
"ﺧﺪﺍی" ﻣﻦ ...ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ...می ﮔﻮیند بزﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺷﮑﺴﺖ، ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ...ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺭﻡ ...ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﻗﺎضی ﺍﻟﺤﺎﺟﺎﺕ" می ﺧﻮﺍﻧﻢ، حتی ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮی...ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ "ﺍﺭﺣﻢ ﺍﻟﺮﺣﻤﻴﻦ" می ﺩﺍﻧﻢ، حتی ﺍﮔﺮ ﺳﺨﺖ ﺑﮕﻴﺮی...ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ... ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ "خد...
گذر زمان
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 1:36
یاد.وقتی بخیر که اولین بار تصمیم گرفتم یه وبلاگ داشته باشم بیشتر از 4 سال قبل...هنوز نتایج کنکور نیومده بود تازه کنکور داده بودیم و تا اون موقع فقط سرم گرم درس و مشق بود و خبر نداشتم دنیای اطرافم چخبره...چقدر زندگی ارومتری داشتم چقدر ارامش بیشتری داشتم الآن سال 5 پزشکیم و دارم میشم یه خانوم دکتر ......
روز پزشک مبارک
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 1:36
یادم نمیاد آخرین باری که برگشتم شهرمون و به خونه سر زدم کی بود...وسط تابستونه تنها نشستم تو خونه ام و به حجم کار های مونده و درس هایی که ریخته رو سرم فکر میکنم ...وسط بخش قلبیم...چقدر خوبه چقدر جذابه هر روز با انرژی بیشتری میرم بخش....یکی از گذینه هام برای رزیدنتی قطعا این رشته است ❤ برم به کارای مو...